محمد مهدى ملايرى

411

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

1 - در زبان عربى براى فاعل در فعل معلوم و فعل مجهول دو اصطلاح و دو باب جداگانه است ، يكى را به نام « فاعل » و ديگرى را به نام « نايب فاعل » مىخوانند . نويسندهء اين كتاب چنين تقسيمى را زايد مىشمارد ؛ به عقيدهء وى همان‌طور كه در زبان فرانسه و ديگر زبانها فرقى ميان فاعل فعل معلوم و مجهول نيست و جز يك اصطلاح يعنى Sujet بيشتر ندارد در زبان عربى نيز بايد همچنين باشد . كلمه‌اى كه براى Sujet و به جاى فاعل و نايب فاعل پيشنهاد مىكند كلمهء فعيل است . 2 - در زبان عربى پنج‌گونه مفعول هست كه هركدام احكامى و بابى جداگانه دارند . « حال » را هم بابى جداگانه است و احكام مخصوص به خود دارد . در دستور زبان فرانسه چنين ابوابى نيست ، فقط يك قسم از اقسام كلام زير عنوان Complement ذكر مىشود كه شامل همهء اين اقسام شش‌گانهء عربى يعنى پنج مفعول و حال مىگردد . به نظر مؤلف هيچ ضرورتى ايجاب نمىكند كه در عربى اين ابواب را بدين‌گونه طول و تفصيل دهند و براى هركدام بابى و احكامى جداگانه بسازند ، همچنان‌كه در زبان فرانسه چنين ضرورتى نديده‌اند . وى پيشنهاد مىكند كه همهء اين شش باب از دستور زبان عربى حذف شود و به جاى همهء آنها يك باب گذاشته شود به نام « تميم » كه ترجمهء كلمهء Complement است . 3 - در زبان عربى براى ضماير و موصولات و اسم اشاره و استفهام ابواب جداگانه و احكامى كم‌وبيش مفصّل هست . مؤلف كتاب معتقد است كه بايد اين چهار باب حذف و مانند زبان فرانسه به يك باب يعنى ضماير يا pronoms اكتفا شود ، و بقيه را مانند همان زبان از اقسام همين ضماير بشمرند . وى برطبق تقسيمات ضمير در زبان فرانسه اين ابواب را هم بدين‌گونه پيشنهاد مىكند . - pronoms personnels - pronoms demonstratifs - pronoms relatifs pronoms interrogatifs يعنى ضماير شخصى ، ضماير اشاره ، ضماير موصول ، ضماير استفهام . و به همين ترتيب تمام مباحث صرف و نحو عربى را مورد مطالعه قرار